![]() |
![]() |
|
| به کلبه ی تنهایی من خوش آمدید |
|
سلام به همه ی دوستای گلم . اومدم از همتون خداحافظی کنم .برای خودمم خیلی سخته که باهاتون خداحافظی کنم
خیلی دوستتون دارم خیلی زیاد و از همه تون ممنونم که توی این یک سال و اندی که از
وبم می گذره اومدید و بهم سر زدید از همتون ممنونم.
امشب با دلی شکسته تر از همیشه و لبریز از غصه اومدم تا آخرین حرفهام را بزنم .هیچ
وقت فکر نمی کردم ته قصه ی من اینطوری بشه و تنها انتظاری را که بهش دلخوش
کرده بودم تقدیر و سرنوشت ازم بگیره .نمی دانستم این جوری باید مجازات بشم .نمی
دانستم محکوم می شم به اینکه دیگه منتظر نباشم.
همه چیز تمام شد همه چیز . نمیدانید چقدر دارم عذاب می کشم نمی دانید الان که دارم
این وبلاگ را برای همیشه ترک میکنم چه حالی دارم .از همتون عذر خواهی می کنم اگه
توی وبتون اومدم و حرفی زدم و ناراحتتون کردم من را ببخشید و حلالم کنید.باور کنید
دلم میخواست بمونم ولی برام خیلی سخته خیلی سخته که بنویسم بنویسم وقتی که
پروانه ام دیگه بر نمی گرده .خیلی خسته ام خیلی .برام دعا کنید دعا کنید که بتونم این
یکی را تحمل کنم .
از همتون می خوام برای پروانه ام دعا کنید خوشبخت بشه .
همه تون را دوست دارم و امیدوارم که هیچ کدامتون سرنوشتی مثل من نداشته باشید.
خداحافظ دوستای گلم
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 21:41 توسط نسیم |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 21:9 توسط نسیم |
|
|
امروز دلتنگ تر از هر روزم و بی تاب تر از همیشه پروانه ی من! تقدیر و سرنوشت من را به بازی بی رحمانه ای گرفته بازی دوری و جدایی ازتو ، بازی
تلخ فراق.نمی دانم چطور می توانم تحمل کنم این درد را ،چگونه می توانم تحمل کنم
لحظه لحظه های سخت انتظار را. پروانه ی من! دلم به وسعت آسمان گرفته ،نمی دانی چقدر در نبودت عذاب می کشم نیستی تاببینی
بی تو روزها قدر تلخ و عذاب آور است. نمی دانی ثانیه ها و لحظه ها چه بی رحمانه بر
من می تازند. پروانه ی من! نمی دانم مجازات کدام گناهم دوری ا زتو بود مجازاتی که سخت ترین عذاب برای من بود ای کاش می توانستم برای یک بار بگویم دوستت دارم پروانه ام برگرد برگرد که دیگر خسته ام از انتظار های طولانی بی انتها. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 21:8 توسط نسیم |
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 21:6 توسط نسیم |
|
|
قلبی در این گوشه چند قدم مانده تا تو تنهای تنهاست در انتظارت با یاد تو و عشق به
تو این لحظات تلخ و تاریک و نفسگیر را می گذرانم به امید اینکه روزی دوباره
برگردی و لحظه های تاریکم را روشنی بخشی با یاد تو لحظه ها و ثانیه های پر از
دلتنگی را پشت سر می گذرانم. پروانه ی من بدجور دلتنگت هستم و از غم دوری ات همیشه چشمانم بارانی است به عشق تو و به یاد تو غم ها و لحظه های
بی حوصله را پشت سر می گذارم تا شاید تمام لحظه لحظه های انتظار به پایان
برسه......... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 17:24 توسط نسیم |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 17:22 توسط نسیم |
|
|
به نام پدید آورنده عشق با تو سخن می گویم می شنوی؟ پروانه ی من بسیار گشتم ولی نبودی تمام راههارا به دنبالت طی کردم ولی بازهم
نبودی.من مانده ام و کوله باری از غم ها و دردها ،یادها وخاطرات و تنهایی هاو
غروبی که انعکاسی از نگاه زیبای توست .
پروانه ام برگرد.......
برگرد که جاودانه دوستت دارم حتی اگر به چشمهای بارانی ام بخندی .دوستت دارم
حتی اگر دلت از سنگ باشد . حتی اگر هیچ احساسی به من نداشته باشی.
چرا باور نداری که چقدر به تو نیاز دارم منی که قلبی ویرانه دارم و دلی سوخته .
منی که دلی طوفانی و ساحلی دریایی دارم .
منی که امواج غم دردلم مدام زیرورو می شود و باران اشکهایم مدام جاری اند.
برگرد و ساحل دلم را آرامتر کن .کاش می شد تا ابد در شهر سکوت خودم
هزاران بار به تو بگویم دوستت دارم .کاش در کنارت بودم تا این همه احساس
غم و تنهایی نمی کردم واز فراق وهجران تودرد جانکاهی دلم را اینگونه نمی فسرد .
کاش می شد با تمام وجودم به تو می گفتم که بی تو چه قدر دنیا تاریک و تار
است کاش می شد با تمام وجودم فریاد می زدم که بی تو بر من چه می گذرد. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 17:10 توسط نسیم |
|
|
وقتی تو با من نیستی از من چه می ماند
از من جز این هر لحظه فرسودن چه می ماند
از من چه می ماند جز این تکرار پی در پی
تکرار من در من مگر از من چه می ماند
غیر از خیالی خسته ازتکرار تنهایی
غیر از غباری در لباس خسته تن چه می ماند |
|
+ نوشته شده در
شنبه دهم فروردین 1387ساعت 19:59 توسط نسیم |
|
و باز هم جای تو کنار سفره هفت سین امسال خالی است........ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 6:21 توسط نسیم |
|
|
دقایق و ثانیه ها دارن تند تند می گذرن و باز هم خبری از تو نیست .امسال هم بدون تو
گذشت با تلخی و پر از غصه و اندوه و با یاد تو و انتظاری بس طولانی و بی پایان.سال نو داره
نزدیک می شه و ثانیه ها دارند از پی هم می گذرند و من می ترسم می ترسم از اینکه سال
آینده هم تو نباشی .... چه قدر دلم می خواست امسال کنار تو سال نو را جشن بگیرم تنها می توانم ازبین این همه
فاصله بگویم : پروانه ی من! عیدت مبارک.............
---------------------------------------------------------------------سال نو را به همگی تبریک می گم و برای همه تون آرزوی موفقیت می کنم امیدوارم سال جدید
سال خیلی خوبی براتون باشه پر از شادی و بدون هیچ غصه ای.
آرزومند سبزترین آرزوها... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 17:31 توسط نسیم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
به کلبه غصه های این دلشکسته خوش آمدید.
سکوت نکرده ام که فراموشت کنم. نمی خواهم که از یادم بروی. اشک نمی ریزم تا لحظه های نبودنت را ابری کنم. تنها.............تنها لحظه های با تو بودن را مرور می کنم.......... و به تو می اندیشم در ابدیت لحظه ها.........!!!!!!!!!!!!!!!! نمی دانی چه غمگینم در این تاریکی شب ها چه بی تابانه دلگیرم نمی دانی که گاهی عاشقانه با خیالی در تب رویایی تو ارام می گیرم |
|
RSS
|